

«امام و عرفان» موضوع بحثی است که سرکار خانم طباطبایی برای جمعی از دانش پژوهان علوم اسلامی در واحد خواهران دفتر تبلیغات اسلامی در باره آن سخن گفته اند. آنچه پیش روی دارید حاصل تلاشی است که این واحد برای ارایه این بحث در شکلی مطلوب نموده است. ضمن سپاسگزاری از این خواهران ارجمند شما را به پی گیری این مطلب خواندنی بویژه قسمتهای آینده آن، دعوت می کنیم.
* * *
موضوعی که در باره آن بحث خواهیم کرد «امام و عرفان» است.
هر چند که بحث کردن در باره عرفان، بسیار مشکل است، بخصوص برای کسی که خود، وارد در طریق سیر و سلوک نبوده و این راه پرپیچ و خم را طی نکرده باشد، و لیکن سخن گفتن در این باره و تبیین طریق سیر و سلوک و چگونگی وصول و ایصال «عارفان باللّه و سالکان الی اللّه »، گذشته از شیرینی و دلپذیری آن، مقدمه و زمینه ای برای استقرار در صراط مستقیم و قدم نهادن در مسیر معرفت اللّه خواهد بود.
یکی از الطاف الهی و توجهات حضرت حق، جل و علا نسبت به جامعه کنونی ما این بود که سمبل و نمونه بارز عرفان علمی و عملی، یعنی حضرت امام قدس سره را از نزدیک دیدند و با حضرتش ملموس و مأنوس بوده و بالاتر از آن، تحت زعامت و رهبری اش قرار گرفتند. اوامر حکیمانه او را که سرآمد عارفان و سالکان الی اللّه ، استاد دردآشنای سیر و سلوک و عرفان علمی و عملی و به تعبیری، جامع اضداد بود، به گوش جان خریدند و در طول سالهای رهبری آن حضرت، تربیت توحیدی ـ عرفانی یافتند و دریچه عرفان مثبت شیعی به روی آنان باز و جرعه کوچکی از زمزم زلال معارف قلبی آن فرزانه وارسته را چشیدند که اقتضای بسی شکر به درگاه ایزد منان و درخواست علو درجات آن عارف واصل و راحل پیوسته را دارد.
امام و عرفان
«قسمت اول»
«امام و عرفان» موضوع بحثی است که سرکار خانم طباطبایی برای جمعی از دانش پژوهان علوم اسلامی در واحد خواهران دفتر تبلیغات اسلامی در باره آن سخن گفته اند. آنچه پیش روی دارید حاصل تلاشی است که این واحد برای ارایه این بحث در شکلی مطلوب نموده است. ضمن سپاسگزاری از این خواهران ارجمند شما را به پی گیری این مطلب خواندنی بویژه قسمتهای آینده آن، دعوت می کنیم.
* * *
موضوعی که در باره آن بحث خواهیم کرد «امام و عرفان» است.
هر چند که بحث کردن در باره عرفان، بسیار مشکل است، بخصوص برای کسی که خود، وارد در طریق سیر و سلوک نبوده و این راه پرپیچ و خم را طی نکرده باشد، و لیکن سخن گفتن در این باره و تبیین طریق سیر و سلوک و چگونگی وصول و ایصال «عارفان باللّه و سالکان الی اللّه »، گذشته از شیرینی و دلپذیری آن، مقدمه و زمینه ای برای استقرار در صراط مستقیم و قدم نهادن در مسیر معرفت اللّه خواهد بود.
یکی از الطاف الهی و توجهات حضرت حق، جل و علا نسبت به جامعه کنونی ما این بود که سمبل و نمونه بارز عرفان علمی و عملی، یعنی حضرت امام قدس سره را از نزدیک دیدند و با حضرتش ملموس و مأنوس بوده و بالاتر از آن، تحت زعامت و رهبری اش قرار گرفتند. اوامر حکیمانه او را که سرآمد عارفان و سالکان الی اللّه ، استاد دردآشنای سیر و سلوک و عرفان علمی و عملی و به تعبیری، جامع اضداد بود، به گوش جان خریدند و در طول سالهای رهبری آن حضرت، تربیت توحیدی ـ عرفانی یافتند و دریچه عرفان مثبت شیعی به روی آنان باز و جرعه کوچکی از زمزم زلال معارف قلبی آن فرزانه وارسته را چشیدند که اقتضای بسی شکر به درگاه ایزد منان و درخواست علو درجات آن عارف واصل و راحل پیوسته را دارد.
* * *
موضوع عرفان
هر علمی دارای موضوعی است. آنچه باعث تمایز علوم از یکدیگر می شود، موضوعات متفاوت آنهاست. به طور مثال، موضوع فلسفه، مطلق وجود است و یکی از شعبه های آن، «الهیات بالمعنی الاخص» است که در باره وجود خدا بحث می کند. همچنین موضوع فقه، افعال مکلفین است و همین طور علوم هندسه، فیزیک، فلسفه، عرفان و کلام ...
با توجه به سخنان عرفا و تعریفهایی که در باره عرفان کرده اند، موضوع علم عرفان، ذات خداوند و اسماء و صفات اوست، یعنی معرفت نسبت به اسماء و صفات حق تعالی. در اینجا لازم است این نکته را یادآوری کنیم که مراد از «ذات خدا» که در موضوع علم عرفان به کار رفته است، شناخت ذات خداوند نیست، چرا که معرفت و شناخت ذات خدای سبحان بر احدی ممکن نیست، بلکه چون تصور اسماء و صفات خداوند، بدون ذات وی امکان ندارد، ذات حق تعالی را جزو موضوع قرار داده اند. حضرت امام قدس سره در کتاب «اربعین حدیث» در باب تفکر فرموده اند که شناخت ذات خدا برای هیچ کس میسور نیست و آیات قرآنی نیز بیانگر این است که تفکر، به هیچ وجه در آن ساحت مقدس، راه ندارد و هیچ کس حتی پیامبر اکرم(ص) که اشرف مخلوقات و اکمل موجودات است، مجاز به تفکر در ذات حق تعالی نیست که فرموده اند: «ما عَرَفناکَ حَقُ مَعرِفتک» «ما آن گونه که سزاواری، تو را نشناختیم» و لیکن، معرفت و شناخت اسماء و صفات خدا امکان پذیر است. عالم، مظهر اسماء و صفات حق بوده و شناخت آن میسر است.
بعضی می گویند روایت، حاکی از این است که در ذات خدا تفکر نکنید. چنین اشخاصی از دو جهت در اشتباهند، یکی اینکه خیال می کنند، منظور حکما از تفکر، تفکر در ذات خداست، در حالی که آنان نیز تفکر در ذات را ممنوع و ناممکن می دانند. دیگر اینکه گمان می کنند به طور مطلق نباید در باره خدا فکر کرد، در حالی که این سخن، مخالف با دعوت انبیاست که مردم را به تفکر، دعوت می کنند. در روایات مختلفی آمده است که یک ساعت فکر کردن، برتر از عبادت هفتاد سال است. به علاوه، روایت دیگری نیز داریم که می فرماید:
«افضلُ العبادة ادْمان التفکر فی اللّه و فی دابّته»
برترین عبادت، تفکر در خدا و قدرت خداوند است.
چنانچه این دو روایت را جمع کنیم، به این نتیجه می رسیم که مراد از ممنوعیت تفکر، فکر کردن در ساحت اقدس ذات احدیت است، که به هیچ وجه و برای هیچ کس، امکان ندارد و نه در اسماء و صفات او.
شیخ شبستری در کتاب «گلشن راز» می گوید: فکر کردن در آلاء (نعمتها)، شرط راه است، ولی در ذات حق، محض گناه است، یعنی فکر کردن در نعمتها و اسماء و صفات حق تعالی، شرط سیر و سلوک و پیمودن راه حق است. پیمودن این طریق، بدون معرفت و تفکر در نعمتهای الهی میسور نیست، اما اندیشیدن، در حیطه ذات پروردگار، گناه محض است.
پس توجه عرفا به ذات خداوند، از این جهت است که شناخت اسماء و صفات خدا مورد نظر آنهاست و اسماء و صفات، بدون ذات نخواهند بود، اسماء و صفات، ظهور و جلوه ذاتند و همان ذات است که در اسماء و صفات، متجلی می شود.
حضرت امام قدس سره در وصف عرفان در کتاب «ره عشق» چنین می فرمایند: عرفان راه رسیدن به حقیقت را نشان می دهد، هم حقیقت را بیان می کند و هم راه حقیقت را نشان می دهد. ایشان می فرمایند کتابهای فلسفی اسلام و کتابهای اهل حال(1) و عرفان، هر کدام اثر مخصوص به خود را دارد و باعث ایجاد کمالاتی در انسان می شود. کتابهای فلسفی ـ به طور دورنما ـ انسان را با ماوراءالطبیعه، آشنا و کتابهای عرفانی، دلها را برای رسیدن به محبوب، آماده کرده، حقایق را بیان و راههای وصول به حقیقت را نشان می دهد. به عنوان مثال، کتاب «منازل السائرین»(2) خواجه عبداللّه انصاری در سیر و سلوک که امام امت(ره) بدان توجه داشته و گاه، آن را تدریس می کردند یا «مصباح الشریعه» برای آماده نمودن دلها موثر است. از همه این کتابها، دل انگیزتر و رباینده تر، مناجات و ادعیه ائمه معصومین علیهم السلام است.(3)
عرفان، اشرف علوم
عرفان، اشرف علوم و بالاترین آنهاست و راه رسیدن به حقیقت را نشان می دهد.
شرافت عرفان بر علوم دیگر به خاطر رجحان و برتری موضوع آن است. شیخ الرئیس بوعلی سینا در زمینه رجحان یک علم بر علم دیگر می گوید: موضوع علم راجح، باید از شمول و عمومیت بیشتری برخوردار باشد.
علاوه بر این، از محسوسات، دورتر و به معقولات، نزدیکتر بوده و از مبادی کمتری استفاده کرده باشد.
علم عرفان، به جهت دارا بودن این خصوصیات، علم اعلا نامیده شده و شرافت و رجحان پیدا کرده است.
عرفان، راه وصول به حقیقت
ویژگی عرفان این است که راههای وصول به حقیقت را نشان می دهد. گفتنی است که راهها مختلف بوده و با یکدیگر فرق دارند، هر چند که هدف آنها یکی است. عده ای ـ بر اساس روایت ـ معتقدند که اگر انسان چهل روز، گناه نکرده و تهذیب نفس نماید، چشمه های معرفت به رویش گشوده می شود. از این رو، لازمه معرفت اللّه و سیر و سلوک الی اللّه را تزکیه درون و پاک نمودن دل می دانند. عده دیگری بر این اعتقادند که ابتدا باید علم عرفان را آموخت، چرا که عمل، بدون علم، بی نتیجه است.
مرحوم قیصری شارح کتاب «فصوص الحکم» اثر محی الدین ابن عربی که یکی از بزرگان عرفان است، در باره راههای وصول به حقیقت چنین می گوید:
«اِعْلَمَ اَیَّدکَ اللّه ُ أنّ الوصولَ الی اللّه سبحانه قِسْمان، علمیٌ و عملیٌ. امّا و العملی مشروط بالعلمی ...»
«راه وصول به حقیقت و سیر الی اللّه دو نوع است، یکی راه علمی و دیگر راه عملی، راه علمی، آن است که با درس خواندن و سیر علمی به آن مقام، دست یابد و راه عملی، آن است که با تهذیب نفس و ریاضت کشیدن شرعی، معرفت پیدا کند و لیکن راه عملی به شرطی موفق خواهد بود که مقرون به علم و آگاهی باشد.»
بدون شک، ریاضت کشیدن و نفس را به رنج و سختی انداختن، خود دارای آثار و کراماتی است، همانند مرتاضهای هندی و کارهای غیر عادی آنان که برای ما اهمیتی ندارد. چنین اشخاصی از هر راه ممکن و نامشروع و با هر وسیله ای، نفس خود را به سختی می اندازند و چون نفس را مطیع فرمان خود کرده اند، قدرت انجام کارهای شگفت آور را پیدا نموده اند. گفتنی است، راهی که آنان برگزیده اند اشتباه بوده و بیراهه ای است که به کعبه مقصود نمی رسد، چرا که به قول معروف، هدف آنان، وسیله را توجیه می کند. از طرف دیگر پاداش به سختی انداختن خود را در همین دنیا می گیرند و در آخرت، بهره ای ندارند که انجام چنین کارهای غیر عادی، پاداش آنهاست.
به علاوه از هدف اصلی یعنی قرب به حق تعالی و بندگی خدا، دور مانده اند، زیرا راه آنها نامشروع و مورد نهی خداوند متعادل است و نکات دیگری، که ما در صدد بیان آن نیستیم. اما کسی که از گناه، اجتناب کرده و به واسطه دستورات شرع که خود، نوعی ریاضت شرعی برای نفس، محسوب می شود نفس خویش را تربیت کرده و مطیع فرمان خود کند، پس از چهل روز ـ که در روایت آمده ـ چشمه های معرفت به رویش گشوده می شود و به مقامی خواهد رسید که انجام کارهای غیر عادی و شگفت آور، در نزد او امری ساده است.
مرحوم قیصری فرمود: راه عملی، مشروط به معرفت و علم است. چنانچه معرفت نباشد، عمل، بی نتیجه خواهد ماند، هر چند ممکن است آثار ظاهری برای وی حاصل گردد. اگر عمل کننده، مقرون به علم و مزین به معرفت باشد، به نتیجه مطلوب خواهد رسید چرا که آیین اسلام، دین بینش، معرفت و تفکر است.
از این رو، یک سالک الی اللّه و یک شیعه عارف نمی تواند سیر و سلوک داشته باشد ولی اهل بصیرت و آگاهی نباشد، در غیر این صورت، نصیب او جز عرفان منفی، چیزی نخواهد بود و نمونه های آن نیز در تاریخ به چشم می خورد.
راههای سیر و سلوک و وصول به حق، هر چند مختلف است و لیکن، سعی و هدف تمام آن در این است که به یک حقیقت برسند و آن یافتن مقصود اصلی یعنی خداست. پویندگان این راهها می دانند که حقیقت و وجود اصیلی به نام خدا بر این جهان، حاکم است و دیگران، وجود خارجی مستقلی ندارند و اشیاء، حقیقت نما هستند نه حقیقت، یعنی حقیقت را نشان می دهد، لکن تلاش آنها بر این است که این مهم را با تمام وجود خود درک کرده و این حقیقت را درون خود حل نمایند. آنچه برای آنان مهم است، حق و رسیدن به حقیقت است. همه این راهها، حاکی از یک حقیقت فیاض است که تمام ذرات عالم متوجه اوست. تمام موجودات جهان هستی، خدا را می خوانند و او را به بزرگی می ستایند، هر چند راههای آنان و نحوه طلبیدن آنها گوناگون است. بدین جهت گویند: به تعداد نفوس مردم، راه به سوی خدا وجود دارد.
اما امام می فرمایند:
به هر دیاری بگذری
به هر گروهی بنگری
با صد زبان با صد بیان
در ذکر او غوغا کنند
«ادامه دارد.»
* * *
پاورقی:
1ـ «حال» که اصطلاحی عرفانی است، به حالتی گفته می شود که وقتی برای «عارف باللّه » ایجاد می شود، افق رؤیت حق به رویش گشوده شده و حقیقت را درک می کند. اینکه گویند: حال، اقتضای شهود دارد، از این مقوله است. شیخ محی الدین عربی، عارف کبیر اسلامی در تعریف حال صبر می گوید: «الحال فهو ما یرد علی القلب من غیر تعمل ...» اصطلاحات صوفیه، ص2.
2ـ این کتاب، دارای ده باب و هر باب دارای ده قسمت است که در مجموع، صد تاست و قدم اول حرکت در سیر و سلوک و طی طریق حب را یقظه (بیداری) نامیده است. حضرت امام قدم اول را
اینترنت ملی
فیسبوک سیاه، دام جدید هکرها
شهادت علی اصغر حسین(علیه السلام)
سیر نمایشگاهی حجاب
تجربه ای زیبا با وبگردی در وبلاگستان امام صادق(ع)
شمر امروز
من یک بسیجیم
سیر نمایشگاهی ما می توانیم-1
سیر نمایشگاهی ما می توانیم-1(سری دوم)
سیر نمایشگاهی حجاب در بیانات مقام معظم رهبری
سیر نمایشگاهی بیانات رهبری در رایطه با حجاب
به عمل کار برآید به اشک ریختن نیست
حماسه «نهم دی ماه» در کلام حضرت آیتالله خامنهای
اعجاز قرآن ، قسم به انجیر و زیتون ...
دیدار اعضای مجمع خیرین سلامت کشور با رهبر انقلاب
مجموعه چندرسانهای: «بیخواص»
بازدید دیروز : 146
کل بازدید : 672127
کل یاداشته ها : 462